ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
206
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
ناخوش باشد از آن نسل گويند . ازين پس دين موسى كهن گشت ، و بنى اسرائيل تورات را دست بداشتند ، و خداى تعالى پيغامبران فرستاد بديشان . الياس النبى عليه السلام او پسر قصى بن فينحاص بن العيزار [ 1 ] بن هارون بود ، و سوى قومى آمد كه بتپرست بودند و بتى را پرستيدند كه نام وى بعل بود ، [ و ] خود گفتهام در اخبار بنى اسرائيل ، و بعضى گويند بعل زنى نيكو بوده است و بنى اسرائيل بعضى او را پرستيدند ، و اليسع را الياس پرورد و با وى بودى ، پس آن بود كه الياس دعا كرد و باران باز ايستاد [ 2 ] ، مگر مهتران بعضى [ 2 ] را و اگر نه كسى نگرويد ، پس الياس سير گشت از ايشان و اليسع [ 3 ] را خليفت كرد ، و برفت و خداى تعالى او را عمر دراز داد تا بقيامت ، و اندر بيابانها باشد ، همچون خضر اندر درياها ، و بندگان خدا را راحت ميرسانند اليسع النبى عليه السلام خداى تعالى او را پيغامبرى ( 135 - آ ) داد ، و اندر قرآن مجيد او را صالح خواند ، و روزگارى اندر ميان بنى اسرائيل بود ، و تابوت كه آن را سكينه خواندندى و پيش حرب داشتندى و بدان ظفر يافتندى ، قال اللّه تعالى : فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ ، و بنى اسرائيل را بدان آرامش بود ، و چنين گويند كه در آن تابوت عصاء موسى بود ، و عمامهء هرون ، و قدرى پيه و انگبينى از آنك از تيه بيرون آورده بودند ، و از آن الواح كه موسى بينداخت ، چون بر هرون خشم گرفت [ و ] يكى شكسته شد ، هم در آنجا بود ، و قفل بر نهاده . چون اليسع [ 4 ] از ميان ايشان برفت ، معاصى و فساد از حد ببردند ، تا چهار صد و شصت سال چنانك ذكر كرديم [ پس خداى تعالى ] پادشاهى جابر بريشان گماشت و بر ايشان مسلط گشت ، و تابوت از دست ايشان بيرون شد و بعسقلان [ 5 ] افتاد [ 6 ] و آن را
--> [ ( 1 ) ] طبرى : الياس بن ياسين بن فنحاص بن العيزار بن هارون ( ج 2 ص 540 ) اصل : فيحاص ابن العبران . [ ( 2 ) ] اين جمله پريشان است و افتادگى دارد . [ ( 3 ) ] طبرى : اليسع ( 544 ) اصل يسع [ ( 4 ) ] اصل : يسع . طبرى : اليسع [ ( 5 ) ] اصل : بغسلان - طبرى : و فى ايامه غلب اهل غزه و عسقلان على تابوت ( ج 2 ص 548 ) [ ( 6 ) ] اصل : افتادند